محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )

103

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي )

تازه نهاد وخيال بست كه كار خويش محكم كرد وكس را در آن مجال چون وچرا نباشد ، پسر خويش يزيد شراب‌خوار زناكار را به جاى خويش بنشاند وامروز أو دعوى خلافت مىكند وبا قصر حلم وقلّت علم « 1 » بر امّت رسول ، حكم مىراند . من به خداى سبحانه سوگند مىخورم كه جهاد أو از جهاد مشركان فاضلتر بود واين حسين بن علي است - پسر رسول خداى - با اصالت شرف ونبالت « 2 » رأى ؛ أو را فضلى است كه وصف نتوان كرد وعلمي است كه نقصان نيابد وأو از جهت سابقهء اسلام وعلوّ سن وعهد قرابت ، بدين امر سزاوارتر است . با كودكان مهربان است وبا پيران مشفق ؛ وچه كريم است در رعايت رعيّت ومنصب امامت ! خداى سبحانه حجّت خويش به وجود أو تمام كرد وبه مكان أو همگان را موعظت بليغ فرمود . روشنايى حق بازنگريد ودر باطل تمادى « 3 » نجوييد . هرآينه صخر بن قيس به وقعهء جمل شما را خوار كرد ، آن خوارى تدارك « 4 » كنيد وبه نصرت پسر رسول خداى مبادرت جوييد . وبه خداى كه هيچ‌كس از يارى أو ننشيند وأو را خوار نگذارد ، مگر آنكه خداى سبحانه در نژاد أو خوارى افكند وخاندان أو براندازد . اينك مرا نگريد كه سليح « 5 » حرب به تن راست كرده‌ام ودر درع « 6 » مجاهدت شده . نيكو پاسخ دهيد تا از رستگاران باشيد . « 7 » بنو حنظله گفتند : ما همه مردم فرزانه وخويش توييم وتيرهاى كيش تو . اگر به ما تير بيندازى ، هرآينه غرض خويش يافته باشى واگر ما را حرب فرمايى ، البتّه منصور ومظفّر آيى . به هيچ گرداب فرو نشوى ، مگر آنكه ما نيز فرو شويم وهيچ سختى نبينى مگر آنكه ما نيز ببينيم . خداى سبحانه داند كه تو را به شمشيرهاى خويش يارى دهيم

--> ( 1 ) . كوتاهى بردبارى وكمي دانش وتجربه ( 2 ) . رفعت ، انديشمندى ( 3 ) . لجاجت ورزيدن ( 4 ) . جبران ، تلافى ( 5 ) . اسلحه ( 6 ) . زره ( 7 ) . مقتل أبى مخنف ص 104 ( بدون نقل تفصيل خبر ) ؛ اللهوف ص 112 ؛ مثير الأحزان ص 29 ؛ بحار الأنوار ج 44 / 339 ؛ العوالم ج 17 / 188 ؛ أعيان الشيعة ج 1 / 590 .